دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سکس با زن ‌عمو تو‌ انباري
 
سکس با زن عمو تو انباری | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/سکس-با-زن-عمو/سکس-با-زن-عمو-تو-انباری/
Translate this page
Feb 27, 2016 – نمی تونستم باور کنم… تو همون لحظه هم که داشتم اون کارو میکردم برام باور کردنی نبود. هیچ چیزی رو نمی تونستم ببینم جز کس زن عموم که رو پشت بوم خونشون توی اون انباری تاریک و کثیف جلوم باز شده بود. انگار زبون و دست و کیرم رو داشت دعوت به تو رفتن میکرد. زن عموم که دو سال پیش با عموم ازدواج کرده بود زن …
سکس در انباری – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-در-انباری
Translate this page
Sep 8, 2010 – يک موتور اسقاط تو انباريمون بود و ديدم هيچ جا بهتر از روي زين موتور نيست .نشوندمش رو زين موتورو پاهاشو از هم باز کردم و شروع کردم به خوردن کسش اونهم شروع کرد با موهام بازي کردن بعد از چند دقيقه ديدم که ديگه نمي تونم صبر کنم بلند شدم و کيرم کردم تو کس داغش . چند دقيقه اي تلنبه زدم تا آبم اومد و خلاصه بعد از …
سکس با خانم همسایه ی میانسال | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/…/سکس-با-خانم-همسایه-ی-میانسال/
Translate this page
Jun 25, 2011 – یه دوساعتی همون کف انباری ولو بود و منم یه ده باری همینطور کردمش و هرکاری رو که میخواستم روش انجام دادم و آخرش بردمش حموم که هم مستیش بپره هم تو حموم بکنمش که جاتون خالی خیلی هم خوش گذشت…روز بعد داشت با مامانم حرف میزد که دیدمش سرما خورده بود:گفتم خدا بد نده خاله ثریا…گفت خدا که بد نمیده اینا کار ما بنده …
زنی در همسایگی – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_4824_1.html
Translate this page
یه دقه تو خونه بند نمیشم اصلا خبر ندارم بشقابامون کجا هستند . بیچاره مامانم ازدست من یه چشمش اشکه یه چشش خون . از بس اومدن از تو کلانتری و منکرات جمعم کردن . من هم که کله شق !!!!!!! باز هم تا جای شلاقها خشک شده پاشدم افتام دنبال کارهای قبلیم . آدم بشو نیستم من یکی . موضوعی که می خوام بگم مال همون دوسال پیشه که پسر عمو دار شدم .
داستان های سکسی مربوط به سکس آشناها – صفحه 54 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_620_54.html
Translate this page
کیر من که داشت می ترکید کنار بخاری نشسته بودم یه لیوان آب از زن داییم خواستم یه قرص ترامادول واسه سفت کردن کمرم انداختم بالا. …. میخوام براتون داستان سکس خودمو با دختر خالم پگاه تعریف کنم که تو شهر دیگه ای از استان فارس زندگی میکنن اول یه کمه در مورد خودم بگم چون میگن اول خویش بعد درویش عموما هرروز میرم حموم و دوست دارم …

 







NS